تبليغاتX
روزهای بی کسی
مثل شقایق زندگی کن، "کوتاه" اما زیبا.
 

... و آنگاه آفتابگردانی از گوشه ای طلوع کرد و به میان کارهای ما سرک کشید . و ما هیچ

ندانستیم آمدنش از کدامین سو بود . می دیدمش که هر روز از سحرگاهان یک جا می نشیند ، و

بالا آمدن خورشید را نظاره میکند، و تا شامگاهان ، همچنان روی بر او نگاه می دارد و با او

می گردد . آنگاه تازه دانستیم چرا به او می گویند (( آفتابگردان )) !

و از آنجایی که خورشید در اسطوره ها نماد (( حقیقت )) بود ، آفتابگردان را نکو داشتیم ، و

خواستیم تا با ما بماند و نشان ما باشد ، نه به آن نشان که خود را حقیقت بپنداریم ، و نه حتی

به آن توهم که روی خود را به سوی حقیقت بدانیم ، بلکه تنها به نشان آرزویی که در سویدای

قلبمان روییدن گرفته بود ، که : (( ای کاش می توانستیم آن گونه باشیم . ))

 

                                                      و اگر غیر از این بود ، او هرگز نمی پذیرفت !

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم آبان 1386ساعت 5:29 PM
  به قلم: مائده   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

خداوند متعال فرمود کسی که با دوست من به دشمنی برخیزد با او اعلام جنگ می کنم و دوست دارم

 بنده من با عمل کردن به آنچه بر او واجب کرده ام به من تقرب یابد. بنده من همواره می کوشد با انجام

 دادن عـبادات مستحبی حبیب مـن شـود. پـس هـنگامی کـه او را بـه عـنوان حـبیب بـرگزیـدم گـوش او 

می شوم تا با آن بشنود و چشم او می شوم تا با آن ببیند و دست او می شوم تا با آن کـار کند و پـای

 او می شوم تـا بـا آن برود. و اگر چیزی از مـن در خواست کـند بـه او عطا می کنم و اگر بـه مـن پناه بـرد

پـناهش می دهم . فقط آنـچه در انجامـش مردد هستم ایـن است کـه مـومن را قبض روح کـنم در حالی

که از مرگ ناخشنود است و من نمی پسندم که آنچه را او بد می داند در حقش اعمال کنم.

 

                                                                  بر گرفته از کتاب احادیث و قصص مثنوی

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم آبان 1386ساعت 3:11 PM
  به قلم: مائده   | 

برای زندگی کردن دو چیز لازم است قلبی که دوستت بدارد و قلبی که دوستش بداری
 

© 2006-2007 Kiyanooshansari.blogfa.com - All rights reserved - Powered by Blogfa.com - Temp by  K I Y A N S O F T